» اطلاعیه زندگی نامه ائمه و معصومین
» نامه 5 و 6(نهج البلاغه)+ترجمه استاد حسین انصاریان
» نامه 3(نهج البلاغه)+ترجمه استاد حسین انصاریان
» نامه 2(نهج البلاغه)+ترجمه استاد حسین انصاریان
» خطبه 5(نهج البلغه)+ترجمه استاد حسین انصاریان
» خطبه 4(نهج البلغه)+ترجمه استاد حسین انصاریان
» ادامه خطبه 3(نهج البلغه)+ترجمه استاد حسین انصاریان
» خطبه 3(نهج البلغه)+ترجمه استاد حسین انصاریان
» ترجمه صوتی قرآن کریم
» ادامه خطبه 1+خطبه 2(نهج البلاغه)+ترجمه استاد حسین انصاریان
درباره ما

هرکسی که دلش با خدا ارتباط برقرار کند این ارتباطش یقیناً یک طرفه نیست ارتباطش دو طرفه است ..
نویسندگان
صفحات

ارسال پیام به مدیر
مترجم وبگاه

آمار بازدید
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
برچسب‌ها
نامه 3(نهج البلاغه)+ترجمه استاد حسین انصاریان
+ نویسنده namaz-gozar در شنبه 06 دی 1393 | ارسال نظر(0)

 

 نامه به شريح قاضى   

وَ مِنْ كِتاب لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ 

از نامه هاى آن حضرت است
كَتَبَهُ لِشُرَيْحِ بْنِ الْحارِثِ قاضيهِ 
بـه شـريح قـاضى
] رُوِىَ اَنَّ شُرَيْحَ بْنَ الْحارِثِ قاضِىَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ عَلَيْهِ السَّلامُ اشْتَرى 
گفته شده شريح بن حارث قاضى اميرالمؤمنين عليه السّلام بود. در زمان حكومت آن حضرت خانه اى
عَلى عَهْدِهِ داراً بِثَمانينَ ديناراً، فَبَلَغَهُ ذلِكَ، فَاسْتَدْعاهُ وَ قالَ لَهُ:[ 
به مبلغ هشتاد دينار خريد، خبر اين برنامه به آن جناب رسيد، وى را خواست و به او فرمود:
بَلَغَنى اَنَّكَ ابْتَعْتَ داراً بِثَمانينَ ديناراً، وَ كَتَبْتَ لَها كِتاباً، 
به من خبر رسيده خانه اى به هشتاد دينار خريده، و برايش سند نوشته،
وَ اَشْهَدْتَ فيهِ شُهُوداً! ] فَقالَ لَهُ شُرَيْحٌ: قَدْ كانَ ذلِكَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ. قالَ: 
و بر آن گواهانى گرفته اى! ] گفت: آرى چنين است اى امير مؤمنان. حضرت
فَنَظَرَ اِلَيْهِ نَظَرَ مُغْضَب، ثُمَّ قالَ لَهُ: [ يا شُرَيْحُ اَما اِنَّهُ سَيَأْتيكَ مَنْ 
خشم آلود به او نگريست، سپس فرمود[ : به زودى كسى به نزدت مى آيد (ملك الموت) كه
لايَنْظُرُ فى كِتابِكَ، وَ لا يَسْاَلُكَ عَنْ بَيِّنَتِكَ، حَتّى يُخْرِجَكَ مِنْها 
به سند خانه نظر نمى كند، و از گواه آن نمى پرسد، تا آنكه تو را از آن خانه
شاخِصاً، وَ يُسْلِمَكَ اِلى قَبْرِكَ خالِصاً. فَانْظُرْ يا شُرَيْحُ، لاتَكُونُ 
بيرون مى كند، و تنها تسليم خانه قبر مى نمايد. اى شريح، مواظب باش كه

بْتَعْتَ هذِهِ الدّارَ مِنْ غَيْرِ مالِكَ، اَوْ نَقَدْتَ الثَّمَنَ مِنْ غَيْرِ حَلالِكَ، 
اين خانه را از غير مال خود نخريده، يا قيمت آن را از غير مال حلال نداده باشى،
فَاِذا اَنْتَ قَدْ خَسِرْتَ دارَ الدُّنْيا وَ دارَ الاْخِرَةِ. 
كه در اين صورت دچار خسارت دنيا و آخرت شده اى.
اَما اِنَّكَ لَوْ كُنْتَ أَتَيْتَنى عِنْدَ شِرائِكَ ما اشْتَرَيْتَ، لَكَتَبْتُ لَكَ 
آگاه باش، اگر زمان خريد خانه نزد من آمده بودى، براى تو سندى مانند
كِتاباً عَلى هذِهِ النُّسْخَةِ، فَلَمْ تَرْغَبْ فى شِراءِ هذِهِ الدّارِ بِدِرْهَم فَما 
اين سند مى نوشتم، كه در خريد اين خانه به يك درهم چه رسد بالاتر از آن رغبت
فَوْقُ. وَ النُّسْخَةُ هذِهِ: 
نمى كردى. و آن سـند اين است :
هذا مَا اشْتَرى عَبْدٌ ذَليلٌ، مِنْ مَيِّت قَدْ اُزْعِجَ 
اين خانه اى است كه آن را بنده اى خوار، از مرده اى كه براى كوچ كردن به سراى ديگر از اين خانه بيرونش
لِلرَّحيلِ، اشْتَرى مِنْهُ داراً مِنْ دارِ الْغُرُورِ مِنْ جانِبِ الْفانينَ، 
كرده اند خريده است، از او خانه اى از خانه هاى فريب از جانب فانى شوندگان،
وَ خِطَّةِ الْهالِكينَ. وَ تَجْمَعُ هذِهِ الدّارَ حُدُودٌ اَرْبَعَةٌ: الْحَدُّ الاَْوَّلُ 
و سرزمين اهل هلاكت خريده. اين خانه را چهار حدّ است: حدّ اوّل
يَنْتَهى اِلى دَواعِى الاْفاتِ، وَ الْحَدُّ الثّانى يَنْتَهى اِلى دَواعِى 
به آفات و بلاها، حدّ دوم به
الْمُصيباتِ، وَ الْحَدُّ الثّالِثُ يَنْتَهى اِلَى الْهَوَى الْمُرْدى، وَ الْحَدُّ 
مصائب، حد سوم به هوسهاى تباهى آور، و حد
الرّابِعُ يَنْتَهى اِلَى الشَّيْطانِ الْمُغْوى، وَ فيهِ يُشْرَعُ بابُ هذِهِ الدّارِ. 
چهارم به شيطان گمراه كننده، و درِ اين خانه به همين حد چهارم باز مى شود.

به دلیل طولانی بودن این نامه باقی این مطلب بماند در ادامه مطلب


 اِشْتَرى هذَا الْمُغْتَرُّ بِالاَْمَلِ، مِنْ هذَا الْمُزْعَجِ بِالاَْجَلِ، هذِهِ الدّارَ 
اين خريدار فريفته به آرزو، اين خانه را از شخصى كه اجلْ او را به كوچ از دنيا برانگيخته خريدارى كرده،
بِالْخُرُوجِ مِنْ عِزِّ الْقَناعَةِ، وَ الدُّخُولِ فى ذُلِّ الطَّلَبِ وَ الضَّراعَةِ; 
به قيمت بيرون شدن از عزّت قناعت، و ورود در پستى و ذلّت،
فَما اَدْرَكَ هذَا الْمُشْتَرى فيمَا اشْتَرى مِنْهُ مِنْ دَرَك، فَعَلى مُبَلْبِلِ 
و هر خسارتى كه بر اين خريدار در آنچه كه خريده وارد شود برعهده ملك الموت است، همان
اَجْسامِ الْمُلُوكِ، وَ سالِبِ نُفُوسِ الْجَبابِرَةِ، وَ مُزيلِ مُلْكِ الْفَراعِنَةِ، 
خراب كننده بدنهاى پادشاهان، و گيرنده جان گردنكشان، و نابودكننده سلطنت فرعونيان،
مِثْلِ كِسْرى و قَيْصَرَ، وَ تُبَّع وَ حِمْيَرَ، وَ مَنْ جَمَعَ الْمالَ عَلَى الْمالِ 
همچون شاهان ايران و روم، و يمن و حِمْيَر، و آنهايى كه ثروت بر ثروت
فَاَكْثَرَ، وَ مَنْ بَنى وَ شَيَّدَ، وَ زَخْرَفَ وَ نَجَّدَ، وَ ادَّخَرَ وَ اعْتَقَدَ، 
افزودند، و آنان كه ساختند و محكم كردند، و زينت دادند و بياراستند، و ذخيره نمودند و به اعتقاد
وَ نَظَرَ بِزَعْمِهِ لِلْوَلَدِ، اِشْخاصُهُمْ جَميعاً اِلى مَوقِفِ الْعَرْضِ 
و گمان خود نسبت به برنامه اولاد توجه كردند، ملك الموت همگى را به جايگاه بازپرسى
وَ الْحِسابِ، وَ مَوْضِعِ الثَّوابِ وَ الْعِقابِ، اِذا وَقَعَ الاَْمْرُ بِفَصْلِ 
و حساب، و محل مزد و جريمه روانه كند، زمانى كه فرمان حق براى جدايى بين حق و باطل
الْقَضاءِ «وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ». شَهِدَ عَلى ذلِكَ الْعَقْلُ اِذا 
فرود آيد «كه در آنجا تبهكاران خسارت كنند». بر اين سند گواهى دهد عقلى كه
خَرَجَ مِنْ اَسْرِ الْهَوى، وَ سَلِمَ مِنْ عَلائِقِ الدُّنْيا. 
از اسارت هوا خارج شده، و از وابستگى هاى دنيا سالم مانده باشد.



برچسب‌ها:
کپی برداری با ذکر یک صلوات بر جمال محمد مجاز است!
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران